توضیحات
سلام دوستان
امروز رو سر موقع از خواب بیدار نشدم و ناخودآگاه با افکاری باعث تنبلی من شد، بعد از صبحانه عجله کارم را شروع کردم و مراقبه ای نداشتم.
بعد از ظهر افکار من به علت خستگی نمیگذاشت تمرکز کنم و حواسم را با خودمشغولی بیخود از لحظه پرت میکرد و تمرکز نداشتم و با کمک از خدا به افکارم جهت میدادم و موفق هم شدم.
این فکره با عجله و ترس از آینده نمیگذارد از لحظه زندگی لذت ببرم و آرام باشم ، خدایا خودت به افکارم قدرت بده و آرامش و خردی بده که با امید و اعتماد تو زندگی کنم و نترسم و تمام باورهای غلطی که من را میترساند را ازمن بگیر و با حضور خودت پرش کن.
برای ناهار خوب شد به مراسمی که دعوت بودم رفتم و روزی رسانی کردم و خدا را بسیار شاکرم.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.