توضیحات
دوستان سلام . اتفاق قشنگ واقعی بگم: من بنا بر دلایلی ۱۳ سال بود که با مادرم رابطه نداشتم. ☺️بعد از ۱۳سال تمام با مادرم تماس گرفتم☺️ . میدونی چرا خوشحالم؟ چون همش میترسیدم و فکر و خودمشغولی و عذاب وجدان داشتم هی میگفتم ولش کن ،دیگه تمام و فکرم هی میگفتم اگر هی دعوامون بشه چی؟ اگر منو درکم نکنه چی؟ اگر رابطمون یهو بدتر از قبل هم بشه چی؟ اگر دردسر بشه چی ؟ و فکرم هزاران هزار تا چیز میگفت . دوستان من قبلاً حوصله نداشتم .ولی به حرف و آموزش استاد بعد از یکسال و نیم دوره رو تماشا کردن عمل کردم که استاد میگن ذهن قضاوتگر است.استاد با این دوره یادم داد اینا همش فکره توهمه. باورتون میشه؟ چشمامو بستم و گفتم من ترس ندارم و به ذهنم نباید گوش بدم و بعد از ۱۳سال به مادرم زنگ زدم؟؟؟؟ بنده خدا مادرم تو شوک بود هم *** بهم میداد و دعوام میکرد هم قربونم میرفت . ….😭😅😂👏تشکر از خدا و استاد امیر محمدی 🙏
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.