ارسال تنها برای اعضای سایت امکان پذیر میباشد. چنانچه هم اکنون عضو سایت هستید وارد شوید و در غیر این صورت در سایت ثبت نام کنید
ثبت نام تنها با شماره موبایل امکان پذیر است.
شماره تماس (هیچکس به شماره شما دسترسی نخواهد داشت) *
ورود / ثبت نام
روابط عاطفی ما فقط به احساسات امروزمان مربوط نیست. ریشهٔ واکنشها، نیازها و ترسهای ما در رابطه به سالهای نخست زندگی برمیگردد؛ جایی که مغزمان یاد گرفت چگونه با «نزدیکی»، «دوری»، «اعتماد» و «احساس امنیت» کنار بیاید. این الگوها را روانشناسی دلبستگی (Attachment Theory) مینامد.
آزمون پیشرو به تو کمک میکند بفهمی در روابط عاطفی، خانوادگی یا حتی شغلی، بیشتر از کدام سبک دلبستگی عمل میکنی. هدف این نیست که تو را در یک برچسب محدود کنیم، بلکه شناختی بدهیم تا بفهمی در زمان استرس یا صمیمیت، کدام بخش درونت فرمان میدهد.
نتیجهٔ آزمون ابزاری است برای خودآگاهی و رشد عاطفی — نه قضاوت یا برچسبزدن.
فرد ایمن در کودکی معمولاً والد یا مراقبی داشته که به نیازهایش پاسخ میداده: نه کامل، بلکه قابلاعتماد. نتیجه؟ احساس میکند دوستداشتنی است و دنیا جای نسبتاً امنی است.
در بزرگسالی، چنین فردی میتواند صمیمیت را تجربه کند بدون اینکه استقلالش را از دست بدهد. از تعارض نمیترسد و در ارتباط، مرزهای سالم دارد.
ریشه: ثبات، پیشبینیپذیری و پذیرش هیجانات کودک توسط والد.
چالش رشد: معمولاً تنظیم هیجان و برقراری رابطهای سالم را به دیگران یاد میدهد، اما گاهی نیازهای خود را فراموش میکند.
در کودکی، مراقبت گاهی حاضر بوده و گاهی نه؛ پس مغز یاد گرفته برای حفظ ارتباط باید «فعال» بماند. در نتیجه، هر نشانهٔ فاصلهای میتواند تهدید تلقی شود.
در بزرگسالی، این الگو به صورت حساسیت زیاد به تأخیر، نیاز به اطمینان مداوم، و ترس از طرد ظاهر میشود. چنین فردی گاهی بهجای آرامش، در رابطه دچار اضطراب میشود.
ریشه: ناپایداری در پاسخدهی والد؛ گاهی محبت، گاهی بیتوجهی.
دردسرها: رابطههای نوسانی، چسبندگی، خستگی هیجانی و جذب افراد دوردست.
نیاز درمانی: کار روی تنظیم هیجان، خودارزشی و بازسازی تصویر ذهنی از طرد و رهاشدگی.
در این الگو، نیازهای هیجانی در کودکی نادیده گرفته شده یا حتی باعث شرمندگی بودهاند. مغز یاد گرفته احساسات را «خاموش» کند تا آسیب نبیند.
در بزرگسالی، فرد در ظاهر مستقل و قوی است، اما درونش از نزدیکی زیاد مضطرب میشود. ممکن است رابطه را با فاصله نگه دارد تا کنترل را از دست ندهد.
ریشه: والد سرد، منتقد یا بیپاسخ به نیازهای هیجانی.
دردسرها: مشکل در بیان احساس، فرار از تعهد، بیاعتمادی مزمن و تنهایی پنهان.
نیاز درمانی: بازسازی حس امنیت در صمیمیت، تمرین آسیبپذیری سالم و کار با درمانگر بر روی اعتماد تدریجی.
این سبک زمانی شکل میگیرد که منبع محبت همزمان منبع ترس هم بوده است؛ مثلاً مراقبی که گاهی محبت میکرد و گاهی خشم یا تنبیه نشان میداد.
در نتیجه، ذهن کودک دچار دو پیام متناقض میشود: «به من نزدیک شو» و «از من دور شو». در بزرگسالی، این افراد رابطه را هم میخواهند و هم میترسند از دست بدهند. نزدیکی باعث فعال شدن ترسهای قدیمی میشود.
ریشه: تجربههای آسیبزا، بیثباتی شدید یا والد خشونتورز.
دردسرها: نوسان شدید بین صمیمیت و اجتناب، رابطههای پر از کشمکش و احساس گناه.
نیاز درمانی: ترمیم ایمنی درونی با درمانگر، بازشناسی الگوهای ترس، و مواجهه تدریجی با صمیمیت.
هیچکس کاملاً «ایمن» یا «ناایمن» نیست. ما در طیف حرکت میکنیم و با رشد آگاهی میتوانیم سبک دلبستگیمان را ایمنتر کنیم.
اگر احساس کردی رابطههایت تکراریاند، پر از اضطراب یا بیاعتمادیاند، یا در صمیمیت احساس خطر میکنی، احتمالاً الگوی دلبستگیات نیاز به توجه دارد.
یادت باشد: شناخت اولین قدمِ درمان است. قدم بعدی، تمرین بازسازی احساس امنیت در رابطه با خودت و دیگران است.
در صورت نیاز به کار عمیقتر روی این موضوع، پیشنهاد میکنیم برای تنظیم هیجان، خودارزشی و ایجاد ارتباط ایمن در دوره های آموزشی یا جلسات مشاوره ما شرکت کنی؛ اگه برای شروع آزمون اماده ای روی گزینه بعدی کلیک کن
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
دیدگاه شما *
نام *
ایمیل *
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.